على اصغر شميم
508
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
مجسم مىسازد كه : راه ملتها هميشه يكى است و اين فقط دولتها و هيئتهاى محاكمه هستند كه راههايى خلاف يكديگر و احيانا در جهت مخالف منافع و مصالح ملل جهان مىپيمايند و به گفتهى عارف بزرگ ايران مولانا مولوى بلخى : جان گرگان و سگان از هم جداست * متحد جانهاى شيران خداست هيئت حاكمه تزارى روس با تمام قواى خود مىخواهد نهضت انقلابى ايران را كه فقط براى رهايى از بيدادگرى هيئت حاكمه پديد آمده است ، سركوب كند و سلطان عبد الحميد ، سلطان مستبد و مغرور عثمانى ، به يارى محمد على شاه مىشتابد و نيرو به مرزهاى ايران مىفرستد ولى در همان حال مردان آزاده ، بدون توجه به مليت و تابعيت و دين و آيين خويش ، ناديده و ناشناخته ، به هم مىپيوندند . مسلمان قفقازى و ارمنى ، ايروانى و ايرانى و مجاهدان دلير آذربايجانى و گيلانى دوش به دوش يكديگر در نبرد عليه هيئتهاى حاكمه خون خود را نثار مىكنند . اين حقيقت پرارزش بارها به ثبوت رسيده است . لرد بايرون شاعر حساس انگليسى ، به يارى آزادىخواهان يونان مىشتابد . لافايات و نجباى ديگر فرانسه در نبرد ملت آمريكا عليه استعمار بريتانيا شركت مىجويند و هزاران نمونههاى ديگر از اين همدردى بين المللى بر صفحهى تاريخ جهان نقش مىبندد ، اما هنوز هيئتهاى حاكمه نمىخواهند و يا نمىتوانند اين حقيقت مسلم را درك كنند . پيمانشكنى محمد على شاه دولت روسيهى تزارى با آنكه رژيم مشروطهى ايران را به رسميت شناخته بود ، براى پشتيبانى از محمد على شاه و به بهانهى حفظ منافع خود در حريم امنيتى كه طبق قرارداد خائنانهى 1907 ميلادى در قسمت عمدهى مناطق شمالى و مركزى ايران به دست آورده بود ، عملا در نبرد نيروى استبداد با مجاهدين دلير تبريز مداخله و عناصر مرتجع و قلدر آذربايجان را تقويت مىكرد ، اما انگلستان كه به علت همكارى با روسيهى تزارى در ايران منفور عامهى مردم بهويژه مليون و آزاديخواهان گرديده بود ، مىخواست از راه ديپلماسى شاه را به تجديد انتخابات و افتتاح مجلس وادار و اقدامات خود را در اين زمينه طورى وانمود كند كه بار ديگر مردم سادهلوح و زودباور به پشتيبانى بريتانيا از رژيم مشروطه و آزادى اميدوار شوند . فعاليت مشترك ديپلماسى روس و انگليس در خلال جنگهاى تبريز آغاز گرديد و نمايندگان آن دولت در تهران بر فشار خود نسبت به محمد على شاه براى افتتاح مجلس افزودند . دكتر ملكزاده چنين مىنويسد :